شب يلدا و اربعين
سلام عشق مامان. 2 روزه كه به خاطره آلودگي هوا مهدكودك و مدارس رو تعطيل كردند و شما هم در خونه هستي و استراحت ميكني. دلت براي مهدكودك خيلي تنگ شده. ولي واقعا ما كه بزرگتر از شما هستيم تو اين هواي آلوده كم آورديم واي به حال شما.
شب يلدا هم خودمون 3 نفري توي خونه بوديم. حسابي اونشب به جاي شام آجيل و ميوه خوردي. الان هم مدتيه كه علاقه خاصي به كارتون باب اسفنجي پيدا كردي و بابا مهدي مهدي هم هرچي جديد مياد برات تهيه ميكنه و شما هم ذوق مي كني و مي بيني.
روز اربعين هم عمو محمد شله زرد نذري داشت كه ما هم از صبح زود رفتيم اونجا و كمك كرديم و شما هم با خواهر زن عمو انسبه (تينا) همش مشغول بازي بودي. تولد برادر زن عمو انسيه كه 2 سال پيش فوت كرده بود همون روز بود و بعدازظهر هم مقداري از شله زردها رو برديم بهشت زهرا، سرخاك اون مرحوم و بعد هم يه سر رفتيم سرخاك مامان بزرگم و اومديم خونه.
عزيزم دوست دارم يه عالمه هرچي بگم بازم كمه.


شب يلدا و اربعين
